|
|
|
|
|
ادامه از قبل ........
خودتون قضاوت کنید........
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 21:15 توسط آزی
|
|
||
|
|
|
|
|
با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا و والا می شود انسانهای آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند. می خوام آزاده وار زندگی کنم از این به بعد ساختار نوشتاریم رو تغییر میدم و مطالب شاد می نویسم اگرچه هر لحظه با هر خاطره دردهام تازه میشه اما دردهام مال خودم. در اين زمانه بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قيل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای اين همه نابابور خيال پرست؟ به شب نشينی خرچنگهای مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست؟ رسيده ها چه غريب و نچيده می افتند به پای علفهای هرزه باغ کال پرست رسيده ام به کمالی که جز اناالحق نيست کمال دار برای من کمال پرست هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است به تنگ چشمی روزگار زوال پرست ضمیمه : از نرگس عزیز ممنونم حرفهاش تلنگر خوب و به موقعی برای من بود. نرگس جان ممنونم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 10:9 توسط آزی
|
|
||
|
|
|
|
|
خدایا چه دنیایی خلق کرده ای؟ چه آسمان های بلند چه گل های رنگارنگ چه دریاها چه کوهها صحراها جنگل ها چه دل های شکسته ای چه روح های پژمرده ای چه دردهای کشنده ای چه عشق ها چه فداکاریها چه اشک ها و چه حرمان ها ..... عجیب آنکه بزرگی و عظمت انسان را در درد و غم و حرمان قرار دادی جهان را بدون درد و ناله و حرمان نمی خواهی ....... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 10:47 توسط آزی
|
|
||
|
|
|
|
|
از چرخ به هرگونه همی دار امید وز گردش روزگار می لرز چون بید گفتی که پس از سیاهی نیست رنگی پس موی سیاه من چرا گشت سپید ؟!!!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 11:7 توسط آزی
|
|
||