تبليغاتX
کوه با نخستین سنگ آغاز می شود و انسان با نخستین درد آزاده نامه - داغدار

 

پرو بالم شکست .ای دوست, ای یار , ای یاورم چه زود تنهام گذاشتی . رفتی و من موندم و این همه درد, لحظه به لحظه با خاطراتت زندگی می کنم و هنوزم رفتنت رو انکار می کنم.از رقیبم بگم که تو این چند روزه با من چه کرد . ام . اس من نجیب هست که فقط دستها و پاها و چشمانم و ریه و تکلم رو گرفته  و آزار دیگه ای نداشته حالا با کدامین دردم بسازم ؟ اگه با این رقیب سزسختم بسازم درد نبودنت رو چطوری تحمل کنم ؟ دائی عزیزم می خوام ساعتها از تو و برای تو بنویسم , دستانم یارای نوشتن نیست و چشمانم توان دیدن. توی آوار مصیبت به سختی دست و پا میزنم ...هنوز هم توی بغضم.....   خواهرزاده داغدارت  

آزاده نامه

                                                     

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:24  توسط  آزی 

 
Free counter and web stats